" الان باباتو از تو یخچال کشیدم بیرون! "

ساعت 2 نصف شب از خواب پامیشی!

ساعت 2 نصف شب میری دم یخچال!

ساعت 2 نصف شب در شیرنی های عیدُ باز میکنی!

ساعت 2 نصف شب یک تکه شیرنی برمیداری!

ساعت 2 نصف شب یکی میزنه پشت شونت!

ساعت 2 نصف شب مامانت بهت میگه:شیرنی رو بزار سرجاش برو بزار بخوابیم الان باباتو از تو یخچال کشیدم بیرون!

***************************************************

پ.ن:نوروز مبارک.

/ 84 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بحیرا

سلام...دلم تنگ شده بود واسه وبت..البته سر میزدم اما چون آپ جدید نداشتی نمیموندم زیاد.... ایندفعه موندم و نظر گذاشتم موفق باشی رفیق [خداحافظ]

نعیمه مروارید

[لبخند]

نعیمه مروارید

[لبخند]

Mr.Moon

امان از این نصف شب ها ...

مسافر دنیا

بابام گفت: خوب برسیم سر اصل موضوع این شازده پسر را آوردیم تا تاج سرتون بشه و دخترتان را خوشبخت کنه

خدایی که شکست خورد

شربتی تلختر از زهر فراقت باید تا کند لذت وصل تو فراموش مرا هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا

مریم و محسن

می شه بگی چند سال یه بار می نویسی همون موقع بیام