" می خوان شوهرم بدن برم "

این روزا مامانم به لباسام گیر می ده و می گه:((پس کی می خوای بری لباس جدید بخری؟)).

این روزا خواهرم به موهام گیر می ده و می گه:((پس کی می خوای بری سلمونی یه حالی به سر و صورتت بدی؟)).

این روزا بابام به عطر تمام شده ی توی کمدم گیر می ده و می گه:(( پس کی می خوای بری یه عطر بخری؟)).

این روزا اوضاع خیلی مشکوکه یه حال عجیبی دارم،(فکر کنم می خوان شوهرم بدن برم).

***************************************************

پ.ن: 28 آذر 18 ساله شدم،تمام.

/ 48 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بام ایران سیتی

سلام این قسمت که برای آدما تصمیم میگیره . تز خوبی بود شایدم ما می ریزیم و اونا می خورند [خنده]

روح الله

آقا مبارکه شیرینی ما یادت نره ها...[چشمک][گل]

میرمحمد

سلام. خوشحال شدم تشریف آوردین وب ناقابل ما. عنوان شگفت انگیز برام خیلی جالب بود. کسی که بتونه بفهمه یه آدم شگفت انگیزه (با هر بار معنایی که داشته باشه) از نظر بنده آدمی موفقه. تحسینتون می کنم. امیدوارم باز هم تشریف بیارید. شاد زی و دیر زی

فروزان

ممنون که اومدین شگفت انگیز خان[شوخی][گل]

سید عرفان

سلام امیدوارم که امتحانات را به خوبی پشت سر بگذرانی مخصوصا امتحان زندگی (منظورم دین و زندگی نیست) منظورم خود زندگی است

هادی

سلام خوبی؟ نگران نباش. حالا سنت به این حرف ها نمی خوره چه خبر؟ نیستی؟ یه ایمیل به ما بده خوشحال شدم در پناه حق [خداحافظ]

پیمان جباری

[گل]