نوشته های آقای میم

شب ساعت حدود 1:30

من از خواب پاشدم برم ((روم به دیوار،روم به دیوار،گلاب به روتون)) دستشویی.

بعد از انجام وظیفه آب باز کردم دیدم قطع!!!

اومدم داد بزنم یکی بیاد یه آبی به ما بده گفتم نصفه شب مردم خوابن.

گفتم جهنم ضرر میشینم همین جا یا آب میاد یا بالاخره خانواده سحر که پامیشن!

دم دمای سحر بود که خانواده پاشدن یه آبی هم دادن به من.

پاشدم بیام بیرون دیدم پاهام خواب رفته خلاصه تا دم سفره سحری یه دست

کامل بندری رقصیدیم!

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/٦/٢٤ ۳:٥۱ ‎ب.ظ توسط آقای میم نظرات ()

DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

اردیبهشت ٩٢

امرداد ۸٩
خرداد ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦


()


پیوندها

جايي شبيه قلب من
برهنه در باد
شايد زماني ديگر
در من قفسی هست که می‌خواهدم آزاد
سیب کال
شوقه
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin