نوشته های آقای میم

چهارشنبه عصر بود که بد جور حالم خراب شد،

تا به خودم بیام دیدم بردنم نشوندنم رو صندلی مغازه،

چشامو که باز کردم دیدم یه گله آدم دوروبرمند، هی دارن

به هم میگن پاشین اینو ببریم بیمارستان،پا شدم گفتم جیزی

نشده که حالم خوبه،یکم خسته بودم همین،بابام بهم گفت پس برو خونه!

...

..

.

شب شد همه اهل خونه بعد از یه ساعت حالمو پرسیدن رفتن گرفتن خوابیدن

ساعت 1:30 بامداد بود که دیگه دیدم حالم بدفرم خرابه پاشدم بابامو بیدار کنم

دلم براش سوخت گفتم بزار بخوابه گناه داره!

یه ورق براشون نوشتم سرمو انداختم پایین رفتم بیمارستان!

نامه

دکتر منو دید گفت برو بخواب تو اتاق تزریقات یه دو تا سرم داری

با شیش تا آمپول!

به هرکی که باهاش اومدی بگو این نسخه رو بده به قسمت تزریقات

پاشدم گفتم:من تنها اومدم آقای دکتر نسخه رو بدین خودم میدم.

دکتر:تعجب

خلاصه سرم زدیم تو رگ یه یک ساعت بعد پاشدم رفتم خونه.

سرم

.

..

...

نزدیک ساعت سه رسیدم خونه دیدم کلید ندارم!

زنگ زدم رفتم تو دیدم مامانم،بابام و خواهرم مات موندن ببینن من این موقع

شب  کجا بودم؟

رفتم کاغذو براشون آوردم گفتم بیمارستان بودم.

...

..

.

صبح پا شدم دیدم حالم هر روز بدتر از دیروز

دوباره پاشدم رفتم پیش  دکتر خودمون

دکتر برگشت گفت دیروز چی خوردی منم دیدم به غیر از یک دونه غوره نشسته

دیگه هیچ جیز مشکوکی نخوردم

دکترم گفت:غوره خودش اگه یه میکرب داشه باشه بسه تا آدمو بکشه!!!

.

..

...

برگشتنی خونه همش تو این فکر بودم که خوب شد غوره 2 تا میکروب داشت

چون فکر کنم تو معدم داشتن باهم دعوا میکردن ببینن کدومشون منو بکشن!؟

 

     

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/٥/٦ ۱:٢٢ ‎ب.ظ توسط آقای میم نظرات ()

DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

اردیبهشت ٩٢

امرداد ۸٩
خرداد ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦


()


پیوندها

جايي شبيه قلب من
برهنه در باد
شايد زماني ديگر
در من قفسی هست که می‌خواهدم آزاد
سیب کال
شوقه
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin