نوشته های آقای میم

مادر من اینقدر بهت گفتم با این مورچه های اتاق من کاری نداشته باش.

بازم رفتی با پیف پاف حسابشونو رسیدی.

حالا تو اون وسط این همسایه ما از کجا پیداش شد من نفهمیدم.

اینقدر غافلگیرانه اومد تو که شما نفهمیدی پیف پافُ کجا گذاشتی.

از قضیه شب که بگذریم چرا باید درست فردای همون روز دیر از خواب پاشم.

که هُل هُل برم لباس بپوشمُ،همون پیف پافی که شما دیروز گذاشتی تو کمدم جای عطرم بپاشم روم.

...

..

.

تازه فهمیدم حالم از خودم بهم میخوره یعنی چی.

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/۸ ٧:۳۱ ‎ب.ظ توسط آقای میم نظرات ()

DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

اردیبهشت ٩٢

امرداد ۸٩
خرداد ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦


()


پیوندها

جايي شبيه قلب من
برهنه در باد
شايد زماني ديگر
در من قفسی هست که می‌خواهدم آزاد
سیب کال
شوقه
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin